به یاد یوم الترویه ، روزی که امام حسین ع قافله را از مکه به مقصد کربلا حرکت داد
یا ابا عبدالله( ع )
فدای حج و مناجاتهای هر سحرت
چقدر ریخته بال فرشته دور و برت
بگو به من که چرا حج مان تمام نشد ...!
طواف عمره ی تو... این وداع مختصرت..!
چرا سوال ز قربان که می کنم آرام
نگاه میکنی از غم به حنجر پسرت ...!
از آن وداع تو فهمیده ام خبرهایی است
ز چشم های پریشان و قلب شعله ورت
بمان که دور سرت کعبه هم طواف کند
حرم تویی... همه عالم فدای چشم ترت
برادرم چه غریبانه می روی ز حرم
چرا نگاه می کنی آقای من به پشت سرت ؟
صفا و مروه ی من ... پا به پایت آمده ام
تو هر کجا بروی زینب است همسفرت
سپردی مشک و علم را به حضرت سقا
وداع کردی و آغاز شد سفرت
-
چه شد که قافله را سمت کربلا بردی ...؟
به سرزمین غم و غربت و بلا بردی
برای نصرت دین محمد طه (ص)
تمام هستی خود را به نینوا بردی
در امتداد سفر، اهل بیت طه را
به میهمانی شمشیر و نیزه ها بردی
و پاره های تن غرق خون اکبر را
به سمت خیمه ی لیلا ، جُدا... جُدا ...بردی
برای جرعه ی آبی علی اصغر را
به سمت لشکر کفار و اشقیا بردی
رباب منتظر طفل شیرخوارش ... آه
چرا عزیز مرا پشت خیمه ها بردی ..؟!
شبی کنار خرابه سرت در آغوشش
نگفت این چه سفر بود که مرا بردی ...!
بگو که قافله سالار عشق... ، زینب را
میان هلهله ی شامیان ، کجا بردی ..؟!
طواف می کند عالم به گرد این مقتل
چه عاشقانه حسینم دل از خدا بردی
-
صفا و مشعر و عرفات و منا خداحافظ
حریم و کعبه ی امن خدا خداحافظ
زلال زمزم و رکن عراقی کعبه
حسین رفت به کرببلا ، خداحافظ
نعیمه امامی-شهریور95
برچسب: چه شد که قدر وفا,چه شد که معلمی را برگزیدم,چه شد که ماه مراد,چه شد که چنان شد,چه شد که معلم شدم,چی شد که عاشقت شدم,چی شد که چادری شدم,چه خوب شد که رفتی,چه خوب شد که برگشتی,دریا چه خوب شد که مرا,
نویسنده: رادین سلیمانی