خرید بک لینک

یا اباالفضل العباس علیه السلام

تا عمو بود ستون های حرم بر پا بود

از صدای قدمش قافله پا بر جا بود

از همان لحظه که شد کرب و بلا دشت جنون

چشم مجنون نگران حرم لیلا بود

از ازل ساقی عطشان لقبش داد... خدا

صاحب مشک و علمدار بنی طاها بود

میر لشکر، قمر هاشمی ثارالله

در وفاداری و ایمان ، یل بی همتا بود

تا علم بود کسی مضطر و بی تاب نبود

که عمو پشت و پناه و سپر مولا بود

عمو عباس قسم خورده که بر می گردد

دیر اگر شد... نشو دلگیر علی ، ... تنها بود

ماند در علقمه ، دیگر به حرم بازنگشت

آنکه شرمنده شد از مشک عمو ، دریا بود

آه از آن لحظه که افتاد علم روی زمین

آسمان پاره شد و عرش خدا پیدا بود

از روی اسب زمین خورد به هم ریخت قدش

با لب تشنه سرش در بغل زهرا بود

هر طرف قطعه ای از ماه زمین افتاد و

دشت لبریز اباالفضل و پر از سقا بود

بعد عباس به هم ریخته رخسار پدر

آن که خم شد کمرش از غم او ... بابا بود

آتش افتاد به دامان گلستان رسول

شمر در مقتل و یک خنجر و ... عاشورا بود

یک طرف خیمه ی ما در غم و آتش می سوخت

آن طرف روی تن بی سر تو غوغا بود

-

قصه ی آب و عطش... شرح بلندی دارد

غزل مختصرم نذر غم سقا بود ...

نعیمه امامی - مهر 1395

برچسب: نویسنده: رادین سلیمانی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 17:37

صفحه بندی